یا صاحب الزمان

  • خانه 

دلنوشته

20 تیر 1405 توسط ام البنین محترمی فر

سلام بر تو، ای مردِ خدا…
سلام بر تو، ای شهیدی که سال‌ها آرزوی شهادت را در دل پروراندی و سرانجام، خداوند تو را به زیباترین آرزویت رساند.
امروز دوباره دست به قلم شده‌ام؛ نه برای نوشتن، که برای سبک شدن دلی که از فراق تو لبریز است. مگر می‌شود از تو نوشت و اشک، مهمان چشم‌ها نشود؟
آقای من… با رفتنت، فقط یک انسان از میان ما نرفت؛ ستونی از ستون‌های این امت فرو ریخت. داغِ تو فراتر از مرزهای یک سرزمین است؛ زخمی است که بر پیکره‌ی آرمان‌های یک امت نشسته است. زخمی است که بر دل همه آنان که تو را می‌شناختند، نشسته است.
یادم نمی‌رود آن روز که با نهایت تواضع فرمودی: «جان ناقابلی دارم.» اما چه کسی باور می‌کند جانی که خدا این‌گونه خریدارش شد، ناقابل باشد؟ جان تو، سرمایه اسلام بود؛ سرمایه‌ای که بی‌دریغ در راه خدا بخشیدی و ما را برای همیشه وامدار ایثار و اخلاصت کردی.
هنوز صدای اندوهگینت در گوش جانم مانده است؛ آن روز که گفتی: «دلم برای رئیسی سوخت.» اما امروز، دل یک ملت برای تو سوخته است. امروز هر کس نامت را می‌شنود، غربت را با تمام وجود حس می‌کند.
تو برای این مردم، تنها یک مسئول نبودی؛ پدری دلسوز، خادمی صادق و سربازی خستگی‌ناپذیر بودی. آن‌قدر بی‌ادعا زندگی کردی که حتی رفتنت نیز بوی اخلاص می‌داد؛ گویی خدا خواست پایان راهت، همان باشد که همیشه از او می‌خواستی؛ شهادت.
خدای را شکر می‌کنم که هر جا توانستم، با افتخار گفتم: «جانم فدای رهبر.» هر جا فرصتی بود، از تو و راهت گفتم؛ اما امروز با تمام وجود حسرت می‌خورم. کاش بیشتر از تو می‌گفتم، کاش محکم‌تر از حقیقت دفاع می‌کردم و کاش هیچ‌گاه در برابر طعنه‌ها و تهمت‌ها سکوت نمی‌کردم.
آقاجان… اگر کوتاهی کرده‌ام، مرا ببخش. اگر سکوتم آزارت داده است، حلالم کن. دلم می‌خواهد روزی که در پیشگاه خدا ایستادم، شرمنده نگاهت نباشم.
مولای من… تاریخ، غربت را خوب می‌شناسد. همان‌گونه که پس از رحلت رسول خدا (ص)، امیرالمؤمنین (ع) در میان مردم غریب ماند، امروز نیز با رفتن تو، یاران باوفایت داغدار و تنها شده‌اند.
اما ما با تو عهد می‌بندیم؛ عهدی که با خون شهیدان امضا شده است. تا آخرین نفس، از ولایت، از حقیقت و از آرمان‌هایی که برای آن جان دادی، دست نخواهیم کشید و نخواهیم گذاشت رهبر عزیزمان در این مسیر تنها بماند.
آقای شهیدم… از آن آسمان‌های بلند، دعایمان کن؛ دعا کن ایمانمان سست نشود، قدم‌هایمان نلغزد و عاقبتمان، رنگ وفاداری بگیرد.
باشد که خداوند، ما را نیز روزی در زمره رهروان صادق راه شهیدان قرار دهد.
السلام علیک یا شهیدَ الطریق…
#دلنوشته #رهبر_شهید #حوزه_علمیه_نجمیه
✍️ محترمی فر

مطلب قبلی
مطلب بعدی
 نظر دهید »

موضوعات: بدون موضوع لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

یا صاحب الزمان

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس